ترجمه "decomposite" به فارسی
دوبارترکیب شده, مرکب درمرکب بهترین ترجمه های "decomposite" به فارسی هستند.
decomposite
adjective
noun
دستور زبان
Compounded more than once; compounded with things already composite. [..]
-
دوبارترکیب شده
-
مرکب درمرکب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " decomposite " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "decomposite" با ترجمه به فارسی
-
تجزیه
-
روش تجزیه
-
اصل تجزیه
-
قلب وتحریف
-
رجوع شود به metathesis · قلب وتحریف
-
تجزيه · تجزيه گرمايي · فروزينگي شيميايي · فروزینگي گرمايي · فروزینگی · وابسپارش
-
انحلال · تجزيه · تجزيه گرمايي · تجزیه · حل · فروریختگی · فروزينگي شيميايي · فروزینگي گرمايي · فروزینگی · فساد · وابسپارش
-
تجزیه مقدارهای منفرد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن