ترجمه "decomposing" به فارسی

خرد کردن، تجزیه کردن، شکستن ترجمه "decomposing" به فارسی است.

decomposing verb

Present participle of decompose. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خرد کردن، تجزیه کردن، شکستن

    decomposing system

    خرد کردن یک سامانه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " decomposing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "decomposing" با ترجمه به فارسی

  • انحلال پذیری · فسادپذیری
  • فاسد · پوسیده
  • فاسدشدنی · فسادپذیر · قابل انحلال
  • تجزیه کردن
  • تجزیه شدن · تجزیه شدن یا کردن · خاک شدن · ضایع شدن · فاسدشدن · متلاشی شدن · متلاشی کردن یا شدن · منحط شدن · وارفتن · وانهادن · واهشتن · واپاشیدن · پوسیدن · گندیدن
اضافه کردن

ترجمه های "decomposing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه