ترجمه "decree" به فارسی

فرمان, حکم, حکم شرعی بهترین ترجمه های "decree" به فارسی هستند.

decree verb noun دستور زبان

An edict or law. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرمان

    noun

    The fact that this decree is in Babylonian says one thing.

    در حقیقت فرمان بابلیان یک چیز را میگوید.

  • حکم

    noun

    Administrative, legislative or juridical act being issued by a executive organ being made of general or specific juridical prescriptions.

    Napoleon decreed that there should be a full investigation into Snowball's activities.

    ناپلئون حکم داد که باید در مورد فعالیتهای اسنوبال رسیدگی کاملی به عمل آید.

  • حکم شرعی

    rule of law usually issued by a head of state

  • ترجمه های کمتر

    • حکم کردن
    • قانون
    • حکمی
    • مشیت
    • فتوا
    • خواست
    • اجازه
    • مكح
    • گشادنامه
    • امر کردن یا شدن
    • فتوا دادن
    • فرمان دادن
    • مقدر شدن یا کردن
    • مقرر کردن یا شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " decree " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "decree"

عباراتی شبیه به "decree" با ترجمه به فارسی

  • مقدر شده، مشیت شده، اراده شده
  • احكام · حقوق · قانونگذاری
  • احكام · حقوق · قانونگذاری
اضافه کردن

ترجمه های "decree" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه