ترجمه "decrepit" به فارسی

فرتوت, لکنته, پیرانسال بهترین ترجمه های "decrepit" به فارسی هستند.

decrepit adjective دستور زبان

Weakened or worn out from age or wear [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرتوت

    weakened or worn out

    The decrepit priest, who could no longer string ideas together

    کشیش فرتوت که دیگر قادر به جمع و جور کردن افکارش نبود

  • لکنته

  • پیرانسال

  • ترجمه های کمتر

    • قراضه
    • نحیف
    • رنجور
    • نزار
    • ناتوان
    • (از کار افتاده بخاطر کار زیاد یا سالخوردگی)
    • (انسان) فرتوت
    • (حیوان و شی) زهوار در رفته
    • گنده پیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " decrepit " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "decrepit" با ترجمه به فارسی

  • ترق وتروق · صورت نمکی
  • (املاح و مواد معدنی و آهک) شکفتن (در اثر حرارت) · ترق تروق کردن (مثل هنگام بو دادن ذرت) · تکلیس کردن
  • (املاح و مواد معدنی و آهک) شکفتن (در اثر حرارت) · ترق تروق کردن (مثل هنگام بو دادن ذرت) · تکلیس کردن
  • ترق وتروق · صورت نمکی
اضافه کردن

ترجمه های "decrepit" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه