ترجمه "decrepitate" به فارسی
(املاح و مواد معدنی و آهک) شکفتن (در اثر حرارت), ترق تروق کردن (مثل هنگام بو دادن ذرت), تکلیس کردن بهترین ترجمه های "decrepitate" به فارسی هستند.
decrepitate
verb
دستور زبان
(transitive) To roast (a salt or mineral) until it stops crackling in the fire. [..]
-
(املاح و مواد معدنی و آهک) شکفتن (در اثر حرارت)
-
ترق تروق کردن (مثل هنگام بو دادن ذرت)
-
تکلیس کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " decrepitate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "decrepitate" با ترجمه به فارسی
-
ترق وتروق · صورت نمکی
-
(از کار افتاده بخاطر کار زیاد یا سالخوردگی) · (انسان) فرتوت · (حیوان و شی) زهوار در رفته · رنجور · فرتوت · قراضه · لکنته · ناتوان · نحیف · نزار · پیرانسال · گنده پیر
-
(از کار افتاده بخاطر کار زیاد یا سالخوردگی) · (انسان) فرتوت · (حیوان و شی) زهوار در رفته · رنجور · فرتوت · قراضه · لکنته · ناتوان · نحیف · نزار · پیرانسال · گنده پیر
-
ترق وتروق · صورت نمکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن