ترجمه "decrepitude" به فارسی

فرتوتی, پیرانسالی, نزاری بهترین ترجمه های "decrepitude" به فارسی هستند.

decrepitude noun دستور زبان

the state of being decrepit or worn out from age or long use [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرتوتی

    Nevertheless, in the impenetrable solitude of decrepitude she had such clairvoyance

    از سوی دیگر به رغم فرتوتی غیرقابل انکارش، ضمیری روان داشت

  • پیرانسالی

  • نزاری

  • زهوار دررفتگی (رجوع شود به decrepit)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " decrepitude " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "decrepitude" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه