ترجمه "decreed" به فارسی
مقدر شده، مشیت شده، اراده شده ترجمه "decreed" به فارسی است.
decreed
adjective
verb
Simple past tense and past participle of decree. [..]
-
مقدر شده، مشیت شده، اراده شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " decreed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "decreed" با ترجمه به فارسی
-
احكام · حقوق · قانونگذاری
-
اجازه · امر کردن یا شدن · حکم · حکم شرعی · حکم کردن · حکمی · خواست · فتوا · فتوا دادن · فرمان · فرمان دادن · قانون · مشیت · مقدر شدن یا کردن · مقرر کردن یا شدن · مكح · گشادنامه
-
احكام · حقوق · قانونگذاری
-
اجازه · امر کردن یا شدن · حکم · حکم شرعی · حکم کردن · حکمی · خواست · فتوا · فتوا دادن · فرمان · فرمان دادن · قانون · مشیت · مقدر شدن یا کردن · مقرر کردن یا شدن · مكح · گشادنامه
-
اجازه · امر کردن یا شدن · حکم · حکم شرعی · حکم کردن · حکمی · خواست · فتوا · فتوا دادن · فرمان · فرمان دادن · قانون · مشیت · مقدر شدن یا کردن · مقرر کردن یا شدن · مكح · گشادنامه
-
اجازه · امر کردن یا شدن · حکم · حکم شرعی · حکم کردن · حکمی · خواست · فتوا · فتوا دادن · فرمان · فرمان دادن · قانون · مشیت · مقدر شدن یا کردن · مقرر کردن یا شدن · مكح · گشادنامه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن