ترجمه "deferred" به فارسی

(سهام و اوراق قرضه و غیره) دارای دیرکرد در پرداخت بهره و سود, تاخیردار, دیر کرده بهترین ترجمه های "deferred" به فارسی هستند.

deferred adjective verb دستور زبان

Of or pertaining to delay of an action. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (سهام و اوراق قرضه و غیره) دارای دیرکرد در پرداخت بهره و سود

  • تاخیردار

  • دیر کرده

  • ترجمه های کمتر

    • قسطی
    • معوق
    • پس افکنده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " deferred " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "deferred" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "deferred" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه