ترجمه "defiance" به فارسی
اعتراض, نافرمانی, سرپیچی بهترین ترجمه های "defiance" به فارسی هستند.
defiance
noun
دستور زبان
The feeling, or spirit of being defiant. [..]
-
اعتراض
nounHis song in the Tower had been defiance rather than hope; for then he was thinking of himself.
سرودش در برج نوعی اعتراض بود تا امیدواری، زیرا تا آن هنگام در اندیشـه خود بود.
-
نافرمانی
he had wanted her defiance.
اون دنبال نافرمانی ایرینا بود.
-
سرپیچی
and sometimes in conscious defiance of it.
و گاهی سرپیچی آگاهانهای از آن است.
-
ترجمه های کمتر
- تََحَدّی، رویاروئی، مبارزه
- گردنکشی
- تجاسر
- به مبارزه خواهی
- دعوت به جنگ
- عرض اندام
- مبارزه طلبی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " defiance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Defiance
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Defiance" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Defiance در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن