ترجمه "deficiency" به فارسی
کمبود, نقص, کاستی بهترین ترجمه های "deficiency" به فارسی هستند.
deficiency
noun
دستور زبان
(uncountable) Inadequacy or incompleteness. [..]
-
کمبود
nounA shortage or absence of what is needed.
Fortunately, I have it in my power to supply deficiencies for this once.
خوشبختانه، این امتیاز به من داده شده که بتوانم در چنین مواردی کمبود را برطرف کنم.
-
نقص
nounMaybe he needs to replenish this chemical deficiency to survive.
شايد اون نياز داره نقص شيميايي خودشو دوباره پر کنه تا زنده بمونه
-
کاستی
then you get deficient trimming between adjacent brain areas.
بنابراین در کار جداسازی منطقههای مغز کاستی پیش میاد،
-
ترجمه های کمتر
- احتیاج
- کمداشت
- کمی
- عیب و نقص
- میزان کمبود
- نقض – کاستی – کمبود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " deficiency " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "deficiency" با ترجمه به فارسی
-
بیماری ایذر (acquired immuno deficiency syndrome هم می نویسند) · بیماری سیدا
-
کمبود بتا کتوتیولاز
-
آنوکسی · بیاکسیژنی · شرايط بياكسيژني · شرايط كماكسيژني · كماكسيژني · كمبود اكسيژن
-
کمبود دی هیدروپیریمیدین دهیدروژناز
-
(قدیمی) رجوع شود به mental retardation
-
(حقوق) بخشودگی بقیه ی مبلغ رهن (در مواردی که مرهون قادر به پرداخت اقساط خود نبوده و مال توسط بانک ضبط شده است)
-
اطلاعات ناکافی
-
نقص ایمنی · کمبود ايمنيشناختي · کمبود ایمنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن