ترجمه "defiant" به فارسی
سرسخت, نافرمان, ستیزجوی بهترین ترجمه های "defiant" به فارسی هستند.
defiant
adjective
دستور زبان
Defying. [..]
-
سرسخت
not so much depressed as solemn, defiant
این دو بیشتر متین و سرسخت مینمودند تا افسرده و مغلوب.
-
نافرمان
adjective -
ستیزجوی
-
ترجمه های کمتر
- ستیزگرای
- سرپیچگر
- متجاسر
- گردنکش
- متجاوز
- مظنون
- سرپیچی کننده
- عرض اندام کننده
- مبارزه خواه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " defiant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "defiant" با ترجمه به فارسی
-
اختلال نافرمانی-تحریک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن