ترجمه "deficient" به فارسی
ناقص, نابسند, نابسنده بهترین ترجمه های "deficient" به فارسی هستند.
deficient
adjective
دستور زبان
Lacking something essential; often construed with in. [..]
-
ناقص
noun -
نابسند
-
نابسنده
-
ترجمه های کمتر
- ناکارا
- کاستین
- کمبوددار
- ناکامل
- معیوب
- (مقدار و چگونگی) ناکافی
- انسان (یاچیز) کمبوددار
- داراى كمبود
- دارای کمبود
- عیب دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " deficient " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "deficient" با ترجمه به فارسی
-
بیماری ایذر (acquired immuno deficiency syndrome هم می نویسند) · بیماری سیدا
-
کمبود بتا کتوتیولاز
-
آنوکسی · بیاکسیژنی · شرايط بياكسيژني · شرايط كماكسيژني · كماكسيژني · كمبود اكسيژن
-
کمبود دی هیدروپیریمیدین دهیدروژناز
-
(قدیمی) رجوع شود به mental retardation
-
(حقوق) بخشودگی بقیه ی مبلغ رهن (در مواردی که مرهون قادر به پرداخت اقساط خود نبوده و مال توسط بانک ضبط شده است)
-
اطلاعات ناکافی
-
نقص ایمنی · کمبود ايمنيشناختي · کمبود ایمنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن