ترجمه "deficient" به فارسی

ناقص, نابسند, نابسنده بهترین ترجمه های "deficient" به فارسی هستند.

deficient adjective دستور زبان

Lacking something essential; often construed with in. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناقص

    noun
  • نابسند

  • نابسنده

  • ترجمه های کمتر

    • ناکارا
    • کاستین
    • کمبوددار
    • ناکامل
    • معیوب
    • (مقدار و چگونگی) ناکافی
    • انسان (یاچیز) کمبوددار
    • داراى كمبود
    • دارای کمبود
    • عیب دار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " deficient " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "deficient" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "deficient" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه