ترجمه "defilade" به فارسی

(ارتش - آرایش لشکر یا استحکامات به طوری که پستی و بلندی زمین و غیره دو جناح آنها را از آتش دشمن حفظ کند) جناح پوشی, استحکامات تدافعی, جناح مصون بهترین ترجمه های "defilade" به فارسی هستند.

defilade verb noun دستور زبان

(transitive) to fortify something as a protection from enfilading fire [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (ارتش - آرایش لشکر یا استحکامات به طوری که پستی و بلندی زمین و غیره دو جناح آنها را از آتش دشمن حفظ کند) جناح پوشی

  • استحکامات تدافعی

    noun
  • جناح مصون

  • ترجمه های کمتر

    • جناح پوشی کردن
    • جناح پوشیده شده
    • زاویه ی مصون ایجاد کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " defilade " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "defilade" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه