ترجمه "deficit" به فارسی
کمبود, کسری, زیانگری بهترین ترجمه های "deficit" به فارسی هستند.
deficit
noun
دستور زبان
Deficiency in amount or quality; a falling short; lack. [..]
-
کمبود
nounA shortage or absence of what is needed.
differing in its verdicts, but not the less valuable as a guide in the total deficit of evidence.
فتواهای گوناگونی صادر میکرد که به علت کمبود شواهد و مدارک چندان هم بیارزش نبود.
-
کسری
nounNow, here are the briefing papers for Syria, the deficit,
در حال حاضر ، در اینجا مقالات جلسه می برای سوریه ، کسری ،
-
زیانگری
-
ترجمه های کمتر
- (بودجه و غیره) کسر (ی)
- کسر درآمد
- کسر موازنه
- کسر –کسر موازنه – کسری
- کسری بودجه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " deficit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Deficit
-
کسر بودجه- عدم موازنه
عباراتی شبیه به "deficit" با ترجمه به فارسی
-
کسر عمل فشار بخار
-
کمبود بارش
-
کسر بودجه
-
کمبود آب خاک
-
اختلال کم توجهی - بیش فعالی · اختلال کمتوجهی - بیشفعالی
-
کسر بودجه
-
(اقتصاد) اداره ی امور مالی با کسر بودجه · تامین کسر بودجه –تامین مالی از طریق کسر بودجه · خرج بیش از درآمد (deficit spending هم می گویند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن