ترجمه "defilement" به فارسی
ناپاکی, الایش, الودگی بهترین ترجمه های "defilement" به فارسی هستند.
defilement
noun
دستور زبان
the act of defiling [..]
-
ناپاکی
-
الایش
-
الودگی
-
ناپاک سازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " defilement " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "defilement" با ترجمه به فارسی
-
پلید
-
(ارتش) تنگراه · (به صف یک نفره) رژه رفتن · (قدیمی) ازاله ی بکارت کردن · آلودن · آلوده کردن · از راه به در بردن · الوده شدن · بی طهارت کردن · تنگه (هرگذرگاه باریک یا دره ی باریک) · دربند · دفیله · دفیله رفتن · رژه (در صف های یک نفره) · فاسد کردن · لگدمال کردن · ناپاک کردن · نجس کردن · کثیف کردن · کدر کردن · گدوک · گردنه · گردنه (جای باریکی که قشون باید از آن رد شود) · گریوه · گمراه کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن