ترجمه "delegant" به فارسی
حواله دهنده, کسیکه بدهکار خود را به بستانکار خود مراجعه میدهد بهترین ترجمه های "delegant" به فارسی هستند.
delegant
-
حواله دهنده
-
کسیکه بدهکار خود را به بستانکار خود مراجعه میدهد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " delegant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "delegant" با ترجمه به فارسی
-
محول کردن
-
رجوع شود به business agent
-
تفویض قدرت – واگذاری قدرت
-
سبک تفویضی
-
تفویض · تفویض (اختیار و غیره) · سپارش · محول سازی · نماینده · نمایندهها · نمایندگی · هیئت نمایندگی · هیات نمایندگان · واگذاری · وکالت · گروه نمایندگان · گزینش (به نمایندگی)
-
نمایندگی · هیئت نمایندگی · هیات نمایندگان · وکالت
-
(حق یا مسئولیت و غیره) سپردن · (سابقا) نماینده ی سرزمین های امریکا که هنوز به صورت ایالت درنیامده بودند · اختیار دادن · به نمایندگی گزیدن · تعيين كردن · تفویض کردن · سپاردن · سپردن · نماينده · نماینده · نماینده کردن · نماینده – وکیل · نمایندگی دادن · نمایندگی دادن به · وکالت دادن · وکالت دادن به · وکیل
-
تفویض اختیار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن