ترجمه "delegation" به فارسی
هیئت نمایندگی, نمایندگی, تفویض بهترین ترجمه های "delegation" به فارسی هستند.
delegation
noun
دستور زبان
An act of delegating. [..]
-
هیئت نمایندگی
nounThe leaderof the Galop de Vache delegation was a large, reddish, roundish man,but active.
رئیس هیئت نمایندگی گالوپ دوواش مرد تنومند سرخ و سفید و گرد و قلم به اما پر جنب و جوشی بود.
-
نمایندگی
nounThe delegations were presenting the claimsof their several cities to the next year's convention.
هیئتهای نمایندگی چند شهر در خواست تشکیل مجمع سال بعد را در شهرهای خود مطرح کردند.
-
تفویض
If you are a manager, and you are absolutely excellent at every part of your job except delegating,
اگر مدیر هستید و در هر بخش از کارتان به جز تفویض اختیار کردن عالی میباشید،
-
ترجمه های کمتر
- نماینده
- وکالت
- واگذاری
- سپارش
- نمایندهها
- تفویض (اختیار و غیره)
- محول سازی
- هیات نمایندگان
- گروه نمایندگان
- گزینش (به نمایندگی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " delegation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Delegation
-
تفویض
-
تعویض اختیار
عباراتی شبیه به "delegation" با ترجمه به فارسی
-
محول کردن
-
رجوع شود به business agent
-
تفویض قدرت – واگذاری قدرت
-
سبک تفویضی
-
نمایندگی · هیئت نمایندگی · هیات نمایندگان · وکالت
-
حواله دهنده · کسیکه بدهکار خود را به بستانکار خود مراجعه میدهد
-
(حق یا مسئولیت و غیره) سپردن · (سابقا) نماینده ی سرزمین های امریکا که هنوز به صورت ایالت درنیامده بودند · اختیار دادن · به نمایندگی گزیدن · تعيين كردن · تفویض کردن · سپاردن · سپردن · نماينده · نماینده · نماینده کردن · نماینده – وکیل · نمایندگی دادن · نمایندگی دادن به · وکالت دادن · وکالت دادن به · وکیل
-
تفویض اختیار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن