ترجمه "dense" به فارسی
چگال, احمق, انبوه بهترین ترجمه های "dense" به فارسی هستند.
dense
adjective
دستور زبان
Having relatively high density. [..]
-
چگال
having relatively high density
back to when the universe was hot and dense and very different.
برگشت به زماني كه كيهان داغ، چگال و متفاوت بود.
-
احمق
nounand making nests and dripping on rocks for you, mister dense?"
لانه ها و چکه های روی آب را برایت میساخت، آقای احمق؟"
-
انبوه
adjective nounShe reached the avenue bordered by a double row of dense lime trees.
سپس به حیاط خلوت که در هر طرف آن دو ردیف انبوه درخت زیرفون کاشته شده بود رسید.
-
ترجمه های کمتر
- متراکم
- خنگ
- تراکم
- پرپشت
- کودن
- دیرفهم
- همفشرده
- کندذهن
- خرفت
- (آبگونه ها) غلیظ
- (عکاسی) تار
- دارای نور زیاد
- مایه دار
- کند ذهن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dense " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "dense"
عباراتی شبیه به "dense" با ترجمه به فارسی
-
انبوهی · تراکم · غلظت · غلیظی · چپیدگی · چگالی
-
بسیار · بطورانبوه · بطورغلیظ · فشرده
-
گراف متراکم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن