ترجمه "densely" به فارسی
بطورانبوه, بطورغلیظ, بسیار بهترین ترجمه های "densely" به فارسی هستند.
densely
adverb
دستور زبان
In a dense manner [..]
-
بطورانبوه
-
بطورغلیظ
-
بسیار
adjective adverb -
فشرده
adjectiveHe said the wood it's so dense that it sinks on water.
گفت چوبش خيلي فشرده ـست. توي آب فرو ميره.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " densely " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "densely" با ترجمه به فارسی
-
انبوهی · تراکم · غلظت · غلیظی · چپیدگی · چگالی
-
(آبگونه ها) غلیظ · (عکاسی) تار · احمق · انبوه · تراکم · خرفت · خنگ · دارای نور زیاد · دیرفهم · مایه دار · متراکم · همفشرده · پرپشت · چگال · کند ذهن · کندذهن · کودن
-
گراف متراکم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن