ترجمه "denseness" به فارسی

تراکم, انبوهی, غلظت بهترین ترجمه های "denseness" به فارسی هستند.

denseness noun دستور زبان

The quality of being dense, especially in the sense of limited mental capacity. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تراکم

    noun

    And we already know where the rock is at its most dense.

    حالا میدونیم تراکم صخره در کدوم قسمت بیشتره.

  • انبوهی

    noun

    And if you're navigating a dense information jungle,

    و اگر شما در حال پیمایش جنگل انبوهی از اطلاعات باشید،

  • غلظت

    noun

    the smoke of the guns and musketry on the fleches grew so dense

    دود باروت که از تیراندازی توپخانه و شلیک تفنگهای پیاده نظام برمیخاست چنان غلظت یافت

  • ترجمه های کمتر

    • غلیظی
    • چپیدگی
    • چگالی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " denseness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "denseness" با ترجمه به فارسی

  • (آبگونه ها) غلیظ · (عکاسی) تار · احمق · انبوه · تراکم · خرفت · خنگ · دارای نور زیاد · دیرفهم · مایه دار · متراکم · همفشرده · پرپشت · چگال · کند ذهن · کندذهن · کودن
  • بسیار · بطورانبوه · بطورغلیظ · فشرده
  • گراف متراکم
اضافه کردن

ترجمه های "denseness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه