ترجمه "depending" به فارسی
اعتماد کردن, مربوط کردن, موکول کردن بهترین ترجمه های "depending" به فارسی هستند.
depending
verb
Present participle of depend. [..]
-
اعتماد کردن
the order must go through the hands of some intelligent person whose tastecould be depended on;
میبایست به دست آدم فهمیدهای داد که به سلیقهاش بشود اعتماد کرد.
-
مربوط کردن
-
موکول کردن
-
چشم داشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " depending " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "depending" با ترجمه به فارسی
-
اعتبار · اعتماد پذیری – قابلیت اعتماد · توکل پذیری · قابلیت اطمینان · قابلیت اعتماد · قابلیت اعتماد و اطمینان
-
وابستگی به ماریجوانا
-
وابستگیها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن