ترجمه "depose" به فارسی

خلع کردن, معزول کردن, واگماردن بهترین ترجمه های "depose" به فارسی هستند.

depose verb دستور زبان

(literally) (transitive) To put down; to lay down; to deposit; to lay aside; to put away. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خلع کردن

    verb
  • معزول کردن

    verb
  • واگماردن

  • ترجمه های کمتر

    • (از کار) برکنار کردن
    • (به ویژه از سلطنت) عزل کردن
    • (حقوق) گواهی دادن (با قید سوگند)
    • (رسما) شهادت دادن
    • (قدیمی) رها کردن
    • استشهاد نامه دادن
    • زمین گذاشتن
    • عزل نمودن
    • قرار دادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " depose " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "depose" با ترجمه به فارسی

  • تصدیق کننده
  • خلع (از مقام) · رجوع شود به deposition · عزل (از سلطنت و غیره) · معزول سازی
  • قابل عزل · معزول شدنی
  • قابل عزل · معزول شدنی
اضافه کردن

ترجمه های "depose" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه