ترجمه "deportment" به فارسی
رفتار, سلوک, اخلاق بهترین ترجمه های "deportment" به فارسی هستند.
deportment
noun
دستور زبان
bearing; manner of presenting oneself: [..]
-
رفتار
nounand managed to escape reprimands by being a model of deportment.
و ضمناً همیشه موفق میشد با نمونه بودن از لحاظ انضباط و رفتار، از توبیخهای مقرر فرار کند.
-
سلوک
-
اخلاق
noun -
طرز برخورد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " deportment " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "deportment" با ترجمه به فارسی
-
اخراج · اخراج (از کشور میزبان) · جارخا · نفی بلد
-
(از کشور میزبان) اخراج کردن · ادب نگاه داشتن · انجام وظیفه کردن · برائت کردن · حامل بودن · دربرداشتن · دیپورت کردن · رفتار کردن · سازش کردن · سلوک کردن (معمولا با: oneself)
-
(خطا یا گناه) مستلزم اخراج · اخراج پذیر (از کشور میزبان) · مستحق اخراج
-
(از کشور میزبان) اخراج کردن · ادب نگاه داشتن · انجام وظیفه کردن · برائت کردن · حامل بودن · دربرداشتن · دیپورت کردن · رفتار کردن · سازش کردن · سلوک کردن (معمولا با: oneself)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن