ترجمه "deportation" به فارسی

اخراج, جارخا, اخراج (از کشور میزبان) بهترین ترجمه های "deportation" به فارسی هستند.

deportation noun دستور زبان

The act of deporting or exiling, or the state of being deported; banishment; transportation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اخراج

    noun

    He does that, you stop his mother's deportation?

    اگر اون کمک کنه ، شما اخراج مادرش رو متوقف ميکنيد ؟

  • جارخا

  • اخراج (از کشور میزبان)

  • نفی بلد

    expulsion of people from a place or country

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " deportation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "deportation" با ترجمه به فارسی

  • اخلاق · رفتار · سلوک · طرز برخورد
  • (از کشور میزبان) اخراج کردن · ادب نگاه داشتن · انجام وظیفه کردن · برائت کردن · حامل بودن · دربرداشتن · دیپورت کردن · رفتار کردن · سازش کردن · سلوک کردن (معمولا با: oneself)
  • (خطا یا گناه) مستلزم اخراج · اخراج پذیر (از کشور میزبان) · مستحق اخراج
  • (از کشور میزبان) اخراج کردن · ادب نگاه داشتن · انجام وظیفه کردن · برائت کردن · حامل بودن · دربرداشتن · دیپورت کردن · رفتار کردن · سازش کردن · سلوک کردن (معمولا با: oneself)
اضافه کردن

ترجمه های "deportation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه