ترجمه "deport" به فارسی

دربرداشتن, (از کشور میزبان) اخراج کردن, ادب نگاه داشتن بهترین ترجمه های "deport" به فارسی هستند.

deport verb دستور زبان

(reflexive, now rare) To comport (oneself); to behave. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دربرداشتن

    verb
  • (از کشور میزبان) اخراج کردن

  • ادب نگاه داشتن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • انجام وظیفه کردن
    • برائت کردن
    • حامل بودن
    • دیپورت کردن
    • رفتار کردن
    • سازش کردن
    • سلوک کردن (معمولا با: oneself)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " deport " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Deport
+ اضافه کردن

"Deport" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Deport در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "deport" با ترجمه به فارسی

  • اخراج · اخراج (از کشور میزبان) · جارخا · نفی بلد
  • اخلاق · رفتار · سلوک · طرز برخورد
  • (خطا یا گناه) مستلزم اخراج · اخراج پذیر (از کشور میزبان) · مستحق اخراج
اضافه کردن

ترجمه های "deport" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه