ترجمه "deponent" به فارسی

(حقوق) استشهاددهنده, (دستور زبان یونانی و لاتین) وابسته به افعال دارای وجه مجهول یا میانی, (دستور زبان) مجهول نما بهترین ترجمه های "deponent" به فارسی هستند.

deponent adjective noun دستور زبان

(of a Latin verb) Having passive form (that is, conjugating like the passive voice), but an active meaning. (Such verbs, originally reflexive, are considered to have laid aside their passive meanings.) Examples include sequor and loquor (confer the category of Latin deponent verbs) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (حقوق) استشهاددهنده

  • (دستور زبان یونانی و لاتین) وابسته به افعال دارای وجه مجهول یا میانی

  • (دستور زبان) مجهول نما

  • ترجمه های کمتر

    • تصدیق کننده
    • گواه (که با سوگند و امضا شهادت می دهد)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " deponent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "deponent" با ترجمه به فارسی

  • (قدیمی - با خوردن سوگند) گواهی دادن یا اظهار داشتن · خلع کردن · شهادت رسمی دادن · عزل نمودن · معزول کردن
اضافه کردن

ترجمه های "deponent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه