ترجمه "descriptive" به فارسی

توصیفی, تشریحی, وصفی بهترین ترجمه های "descriptive" به فارسی هستند.

descriptive adjective noun دستور زبان

(sciences, philosophy) Describing and seeking to classify, as opposed to normative or prescriptive. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • توصیفی

    adjective

    The name of this filter. Enter any descriptive name you like

    نام این پالایه‌‌. هر نام توصیفی که می‌خواهید وارد کنید‌. What' s this text

  • تشریحی

    adjective
  • وصفی

    as these lawyers, by the description I gave of them

    زیرا به حکم شرح و وصفی که درباره آنان کرده بودم

  • ترجمه های کمتر

    • ترسیمی
    • بازنمودی
    • بازنمودین
    • کواشگرانه
    • کواشی
    • مشروح
    • روشن
    • (دستور زبان) صفت توصیفی (واژه ی big در a big tree صفت توصیفی است)
    • (وابسته به علومی که با شرح و طبقه بندی سر و کاردارند) توصیفی
    • توصیفی مطالعه
    • شناسا ساز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " descriptive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "descriptive" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "descriptive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه