ترجمه "description" به فارسی
توصیف, شرح, تعریف بهترین ترجمه های "description" به فارسی هستند.
description
noun
دستور زبان
A sketch or account of anything in words; a portraiture or representation in language; an enumeration of the essential qualities of a thing or species. [..]
-
توصیف
nounaccount in words
Modify and adjust the existing description so that it is more and more accurate and precise.
توصیف را اصلاح و تعدیل کنید تا دقیقتر و مشخصتر گردد.
-
شرح
nounSo tell us what you know, starting with a complete job description.
خب چيزايي که ميدوني رو بهمون بگو ، از شرح کامل وظايف شغلي هم شروع کن.
-
تعریف
nounI guess courier's part of my job description now.
فک کنم بخشی از وظایف. " تعریف شده مو باید بذارن " پیک بودن
-
ترجمه های کمتر
- وصف
- بیان
- تشریح
- گونه
- جور
- نوع
- صفت
- تصویر
- ترسیم
- tousif
- بازگویه
- شناساسازی
- وستی
- بازنمود
- قسم
- کشیدن
- توصیف – تشریح – شرح
- متن توصیفی
- گواش سازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " description " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "description" با ترجمه به فارسی
-
مقیاس ترسیمی توصیفی
-
شرح شغل؛ شرح وظایف
-
شرح، کشف، و یکپارچهسازی فراگیر
-
شرح طبقه شغل
-
آمار توصیفی
-
زبان توصیف معماری
-
شاخص توصیفی شغلی
-
شرح شغل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن