ترجمه "describe" به فارسی
رسم کردن, بازنمود کردن, ترسیم کردن بهترین ترجمه های "describe" به فارسی هستند.
describe
verb
دستور زبان
(transitive) To represent in words. [..]
-
رسم کردن
described the dimensions and outlines of my whole body, all which he entered upon paper;
و طرح سراپای مرا روی کاغذ رسم کرد
-
بازنمود کردن
-
ترسیم کردن
-
ترجمه های کمتر
- تعریف کردن
- توصیف کردن
- شرح دادن
- شناسا کردن
- وصف کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " describe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "describe" با ترجمه به فارسی
-
توضیح دادن · شرح دادن
-
شرح دادنی · قابل تعریف · وصف پذیر
-
صفت
-
پیش گفته، موصوف، مذکور، آنکه پیشتر گفته شده
-
شرح دادنی · قابل تعریف · وصف پذیر
-
توضیح دادن · شرح دادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن