ترجمه "describable" به فارسی

شرح دادنی, قابل تعریف, وصف پذیر بهترین ترجمه های "describable" به فارسی هستند.

describable adjective دستور زبان

Capable of being described. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شرح دادنی

  • قابل تعریف

  • وصف پذیر

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " describable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "describable" با ترجمه به فارسی

  • توضیح دادن · شرح دادن
  • صفت
  • پیش گفته، موصوف، مذکور، آنکه پیشتر گفته شده
  • بازنمود کردن · ترسیم کردن · تعریف کردن · توصیف کردن · رسم کردن · شرح دادن · شناسا کردن · وصف کردن
  • بازنمود کردن · ترسیم کردن · تعریف کردن · توصیف کردن · رسم کردن · شرح دادن · شناسا کردن · وصف کردن
  • بازنمود کردن · ترسیم کردن · تعریف کردن · توصیف کردن · رسم کردن · شرح دادن · شناسا کردن · وصف کردن
  • بازنمود کردن · ترسیم کردن · تعریف کردن · توصیف کردن · رسم کردن · شرح دادن · شناسا کردن · وصف کردن
  • توضیح دادن · شرح دادن
اضافه کردن

ترجمه های "describable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه