ترجمه "describing" به فارسی

توضیح دادن, شرح دادن بهترین ترجمه های "describing" به فارسی هستند.

describing verb

Present participle of describe. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • توضیح دادن

    verb

    Well, what word would you use to describe how you got this info?

    خب ، از چه کلمه ای واسه توضیح دادن اینکه این اطلاعات رو از کجا آوردی ، استفاده میکنی ؟

  • شرح دادن

    verb

    I forbore to describe it in that book,

    من از شرح دادن اون در کتابم خودداری کردم،

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " describing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "describing" با ترجمه به فارسی

  • شرح دادنی · قابل تعریف · وصف پذیر
  • صفت
  • پیش گفته، موصوف، مذکور، آنکه پیشتر گفته شده
  • بازنمود کردن · ترسیم کردن · تعریف کردن · توصیف کردن · رسم کردن · شرح دادن · شناسا کردن · وصف کردن
  • بازنمود کردن · ترسیم کردن · تعریف کردن · توصیف کردن · رسم کردن · شرح دادن · شناسا کردن · وصف کردن
  • بازنمود کردن · ترسیم کردن · تعریف کردن · توصیف کردن · رسم کردن · شرح دادن · شناسا کردن · وصف کردن
  • بازنمود کردن · ترسیم کردن · تعریف کردن · توصیف کردن · رسم کردن · شرح دادن · شناسا کردن · وصف کردن
  • شرح دادنی · قابل تعریف · وصف پذیر
اضافه کردن

ترجمه های "describing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه