ترجمه "deserted" به فارسی
متروک, واگذارده, ویران بهترین ترجمه های "deserted" به فارسی هستند.
deserted
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of desert. [..]
-
متروک
adjectiveHowever, his place was deserted, with only a jackal on the old camping ground.
وقتی به محل مستور رسیدیم، آنجا را متروک یافتیم. فقطش الی در محل قرارگاه قبلی بیتوته کرده بود.
-
واگذارده
-
ویران
adjectiveI stand alone, in desert space, and look around me,
تنها در مکانی ویران میایستم و به اطراف خود مینگرم،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " deserted " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "deserted"
عباراتی شبیه به "deserted" با ترجمه به فارسی
-
صحرای نوبه (در سودان - میان رود نیل و دریای سرخ)
-
نيل كاذب (گياه)
-
رجوع شود به Mojave Desert
-
رجوع شود به Thar Desert
-
سهره خاکی
-
گراز زگیلدار بیابانی
-
خشک زی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن