ترجمه "deserted" به فارسی

متروک, واگذارده, ویران بهترین ترجمه های "deserted" به فارسی هستند.

deserted adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of desert. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • متروک

    adjective

    However, his place was deserted, with only a jackal on the old camping ground.

    وقتی به محل مستور رسیدیم، آنجا را متروک یافتیم. فقطش الی در محل قرارگاه قبلی بیتوته کرده بود.

  • واگذارده

  • ویران

    adjective

    I stand alone, in desert space, and look around me,

    تنها در مکانی ویران میایستم و به اطراف خود مینگرم،

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " deserted " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "deserted"

عباراتی شبیه به "deserted" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "deserted" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه