ترجمه "desertion" به فارسی

ترک, فرار, گریز بهترین ترجمه های "desertion" به فارسی هستند.

desertion noun دستور زبان

The act of deserting. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترک

    noun proper

    He was probably an intending deserter, fishing for a refuge.

    احتمالا او در فکر فرار از ارتش ترک بود و در مورد نقشهای که داشت، مطالعه میکرد.

  • فرار

    noun

    I cannot understand why I did not desert.

    نمی تونم بفهمم که به چه دلیل این کار رو کردم. چرا فرار نکردم.

  • گریز

    verb

    what this sudden desertion of her at this time might portend.

    که گریز ناگهان کلاید در این موقع چه معنائی میتواند داشته باشد.

  • ترجمه های کمتر

    • (حقوق) بی سرپرست گذاشتن همسر و فرزند(ان)
    • ترک انفاق
    • ترک خدمت
    • دل کندن
    • رها (سازی)
    • فرار (از خدمت ارتش یا انجام وظایف)
    • قال گذاری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " desertion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "desertion" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "desertion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه