ترجمه "deserter" به فارسی
فراری, سربازفراری, سربازگریخته بهترین ترجمه های "deserter" به فارسی هستند.
deserter
noun
دستور زبان
A person who has physically removed him- or herself from the control or direction of a military or naval unit with the intention of permanently leaving [..]
-
فراری
nounThe government uses gangs of deserters and prisoners to pick it up.
دولت از دستههای سربازان فراری و زندانیان برای برداشت کود استفاده میکند.
-
سربازفراری
-
سربازگریخته
-
ترجمه های کمتر
- مرتد
- ترک وظیفه کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " deserter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "deserter" با ترجمه به فارسی
-
صحرای نوبه (در سودان - میان رود نیل و دریای سرخ)
-
نيل كاذب (گياه)
-
رجوع شود به Mojave Desert
-
رجوع شود به Thar Desert
-
سهره خاکی
-
گراز زگیلدار بیابانی
-
خشک زی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن