ترجمه "desolator" به فارسی
متروک کننده, ویران کننده, ویران گر بهترین ترجمه های "desolator" به فارسی هستند.
desolator
noun
دستور زبان
Alternative spelling of desolater. [..]
-
متروک کننده
-
ویران کننده
-
ویران گر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " desolator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "desolator" با ترجمه به فارسی
-
دلتنگی · ویرانی · پریشانی
-
به حال زار درآوردن · به صورت مخروبه · بی کس · بینوا · بینوا کردن · ترک کردن · تنها · تک · حزین · خالی از سکنه · خالی از سکنه کردن · خراب · در حال ویرانی · درمانده · درمانده کردن · دچار هجران کردن · زار · سوت و کور · سوت و کور کردن · غیرقابل زیست کردن · غیرقابل سکنی · فلاکت بار · فلاکت زده · فلاکت زده کردن · متروک · متروکه · مخروبه کردن · مسکین · مسکین کردن · مفلوک کردن · واهشته · واهشته کردن · ول کردن · ویران · ویران کردن · پرت · چول · چول کردن · گذاشتن و رفتن · یکه و تنها
-
اندوه · بدبختی · بینوایی · بیچارگی · جای ویران · حزن · خرابه · خرابی · درماندگی · زاری · غم · فلاکت · مخروبگی · مسکینی · ویرانی · پریشانی
-
به حال زار درآوردن · به صورت مخروبه · بی کس · بینوا · بینوا کردن · ترک کردن · تنها · تک · حزین · خالی از سکنه · خالی از سکنه کردن · خراب · در حال ویرانی · درمانده · درمانده کردن · دچار هجران کردن · زار · سوت و کور · سوت و کور کردن · غیرقابل زیست کردن · غیرقابل سکنی · فلاکت بار · فلاکت زده · فلاکت زده کردن · متروک · متروکه · مخروبه کردن · مسکین · مسکین کردن · مفلوک کردن · واهشته · واهشته کردن · ول کردن · ویران · ویران کردن · پرت · چول · چول کردن · گذاشتن و رفتن · یکه و تنها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن