ترجمه "despond" به فارسی

سرخوردگی, ناامیدی, تنگدل شدن بهترین ترجمه های "despond" به فارسی هستند.

despond verb noun دستور زبان

To give up the will, courage, or spirit; to become dejected, lose heart. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرخوردگی

  • ناامیدی

  • تنگدل شدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • جرات خود را از دست دادن
    • خود را باختن
    • دلزده و محزون شدن
    • دلسرد شدن
    • دلسرد و مرعوب شدن
    • قوت قلب خود را از دست دادن
    • ناامید شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " despond " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "despond" با ترجمه به فارسی

  • ازروی افسردگی · بناامیدی
  • افسردگی · حزن · دلسردی · غم · نومیدی
  • (از دست دادن جرات و امید) دلسردی و رعب · اندوهگینی · ترس و اندوه · ترس و نومیدی · حزن · دلمردگی · غم · قطع امید (despondence هم می گویند) · واهمه · یاس
  • افسرده · اندوهگین · دلسرد · دلمرده · دژم · نومید و مرعوب · پکر
اضافه کردن

ترجمه های "despond" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه