ترجمه "destination" به فارسی

مقصد, سرنوشت, هدف بهترین ترجمه های "destination" به فارسی هستند.

destination noun دستور زبان

(archaic) The act of destining or appointing. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مقصد

    noun

    The location (drive, folder, or directory) to which a file is copied or moved. [..]

    They help us arrive safely to our final destination.

    آنها بما کمک می کنند که به ایمنی به مقصد نهائی خود برسیم.

  • سرنوشت

    noun

    Your unborn child is destined for great things too, Kashi.

    نوزاد متولد نشده تو هم سرنوشت خوشي خواهد داشت ، کاشي

  • هدف

    noun

    We, the workers, are destined to inherit the earth.

    ما کارگران یک هدف داریم که وارث زمینهایمان باشیم

  • ترجمه های کمتر

    • تقدیر
    • منظور
    • پایانگاه
    • پایانه
    • غایت
    • دروازه
    • عاقبت
    • (نادر) مقدر سازی
    • سر منزل
    • قضا و قدر
    • مقدر شدگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " destination " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Destination
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مقصد

    Destination for people who want to be left alone.

    بعد از اينکه سطح آب بالا آومد مقصد افرادي که ميخوان تنها بمونن

عباراتی شبیه به "destination" با ترجمه به فارسی

  • (برای منظور خاصی) در نظر گرفتن · (معمولا به حالت مجهول) مقدر شدن یا کردن · اختصاص دادن · تخصیص دادن · سرنوشت شدن · مقدر شدن · کنارگذاشتن
  • سایر مقصدها
  • هدف کره ماه
  • تحویل در بندر (بدون کرایه حمل)
  • پرونده مقصد
  • محکوم
  • عازم · مقدر
  • صفحهای که کاربر بعد از کلیک کردن بر لینکی در نتایج جستجو به آن میرود.
اضافه کردن

ترجمه های "destination" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه