ترجمه "destitute" به فارسی

نادار, مستمند, مفلس بهترین ترجمه های "destitute" به فارسی هستند.

destitute adjective verb دستور زبان

Lacking something; devoid; especially lacking money; poor, impoverished, poverty-stricken [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نادار

  • مستمند

  • مفلس

  • ترجمه های کمتر

    • متروک
    • (با: of) فاقد
    • (بسیار) فقیر
    • (مهجور) ترک شده
    • بی بهره
    • بی چیز
    • بی کس
    • تهی دست
    • در هجران
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " destitute " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "destitute" با ترجمه به فارسی

  • افلاس · بی چیزی · بینوایی · تهیدستی · عسرت · فقر · فقر شدید · فقر وفاقه · فلاکت · مستمندی
  • افلاس · بی چیزی · بینوایی · تهیدستی · عسرت · فقر · فقر شدید · فقر وفاقه · فلاکت · مستمندی
اضافه کردن

ترجمه های "destitute" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه