ترجمه "detain" به فارسی

بازداشتن, تحت توقیف نگه داشتن, توقیف کردن بهترین ترجمه های "detain" به فارسی هستند.

detain verb دستور زبان

Keep (someone) from proceeding by holding them back or making claims on their attention. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازداشتن

    verb
  • تحت توقیف نگه داشتن

  • توقیف کردن

    they detained Dushkin and searched his house; Dmitri, too, was arrested;

    دوش کین را توقیف کردند و از او بازجویی به عمل آوردند.

  • ترجمه های کمتر

    • در بازداشت نگه داشتن
    • زندانی کردن
    • معطل کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " detain " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "detain" با ترجمه به فارسی

  • بازداشت · توقیف · حبس
  • (حقوق) حبس مال غیر نزد خود به عنف · حکم ادامه ی توقیف · حکم بازداری
  • بازداشت · توقیف · حبس
اضافه کردن

ترجمه های "detain" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه