ترجمه "detestation" به فارسی

نفرت, تنفر, بیزاری بهترین ترجمه های "detestation" به فارسی هستند.

detestation noun دستور زبان

Hate coupled with disgust; abhorrence. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نفرت

    noun

    I don't think children ought to know the meaning of the word; it's odious, detestable.

    به نظر من بچهها نباید معنی این کلمه را یاد بگیرند، این کار زشت و نفرت انگیز است.

  • تنفر

    noun

    He heard them shouting at each other, and he did not know which of them he detested most.

    کریستف فریاد و پرخاش آنها را با هم میشنید، و نمیدانست از کدامیکیشان بیشتر تنفر داشت.

  • بیزاری

    noun

    I had likewise learned, from his example, an utter detestation of all falsehood or disguise

    بیزاری از دروغ و ریاکاری را هم از و سرمشق گرفته بودم

  • ترجمه های کمتر

    • اکراه
    • انزجار
    • آریغ
    • شمیدگی
    • کراهت
    • عمل شنیع
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " detestation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "detestation" با ترجمه به فارسی

  • بدی · نفرت انگیزی · کراهت
  • آریغ انگیز · بیزار کننده · بیزارگر · زننده · ملعون · منزجر کننده · مکروه · نفرت انگیز
  • (شدیدا) متنفر بودن از · آریغ داشتن · بیزار بودن · فرار کردن · منزجر بودن · مکروه داشتن · نفرت کردن · کراهت داشتن (از انجام کاری) · کینه ورزیدن
  • بد · منفور · مکروه
  • (شدیدا) متنفر بودن از · آریغ داشتن · بیزار بودن · فرار کردن · منزجر بودن · مکروه داشتن · نفرت کردن · کراهت داشتن (از انجام کاری) · کینه ورزیدن
  • آریغ انگیز · بیزار کننده · بیزارگر · زننده · ملعون · منزجر کننده · مکروه · نفرت انگیز
اضافه کردن

ترجمه های "detestation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه