ترجمه "dethronement" به فارسی
خلع, عزل ازپادشاهی بهترین ترجمه های "dethronement" به فارسی هستند.
dethronement
noun
دستور زبان
the act of being dethroned. [..]
-
خلع
nounbaekjae king would dethrone and new king will be enthroned!
شاه باک جائه خلع شدهو شاه جديد به تخت نشسته
-
عزل ازپادشاهی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dethronement " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dethronement" با ترجمه به فارسی
-
(از سلطنت) خلع کردن · (از شغل یا مقام رفیع) برکنار کردن · از پادشاهی برداشتن · بی تخت و تاج کردن · خلع کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن