ترجمه "dethrone" به فارسی
خلع کردن, (از سلطنت) خلع کردن, (از شغل یا مقام رفیع) برکنار کردن بهترین ترجمه های "dethrone" به فارسی هستند.
dethrone
verb
دستور زبان
To depose; to forcibly relieve a monarch of the monarchy. [..]
-
خلع کردن
verbhe is the leader that acted evil deed of dethroned
اون فرمانده اي است که رفتارش بدهو عادت به خلع کردن داره
-
(از سلطنت) خلع کردن
-
(از شغل یا مقام رفیع) برکنار کردن
-
ترجمه های کمتر
- از پادشاهی برداشتن
- بی تخت و تاج کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dethrone " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dethrone" با ترجمه به فارسی
-
خلع · عزل ازپادشاهی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن