ترجمه "devastated" به فارسی
نژند، سرگشته و حیران از شدت غم ، منگ و شوریده بخاطر ضربه شدید روحی یا اندوه بسیار ترجمه "devastated" به فارسی است.
devastated
adjective
verb
دستور زبان
Extremely upset and shocked. [..]
-
نژند، سرگشته و حیران از شدت غم ، منگ و شوریده بخاطر ضربه شدید روحی یا اندوه بسیار
صفت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " devastated " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "devastated" با ترجمه به فارسی
-
تاراج کننده · ویران کننده
-
خراب کننده
-
اتلاف · انهدام · با خاک یکسان سازی · تباهی · تخریب · خرابی · ویران سازی · ویرانگری
-
(کاملا) خراب کردن · با خاک یکسان کردن · خراب كردن · خورد کردن · ویران کردن · پایمال کردن · گیج و سراسیمه کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن