ترجمه "devastator" به فارسی
تاراج کننده, ویران کننده بهترین ترجمه های "devastator" به فارسی هستند.
devastator
noun
دستور زبان
one who devastates. [..]
-
تاراج کننده
-
ویران کننده
and disparities and a devastating devaluing of young black men.
و کم ارجی ویران کننده در جوانان سیاه پوست می شود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " devastator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "devastator" با ترجمه به فارسی
-
نژند، سرگشته و حیران از شدت غم ، منگ و شوریده بخاطر ضربه شدید روحی یا اندوه بسیار
-
خراب کننده
-
اتلاف · انهدام · با خاک یکسان سازی · تباهی · تخریب · خرابی · ویران سازی · ویرانگری
-
(کاملا) خراب کردن · با خاک یکسان کردن · خراب كردن · خورد کردن · ویران کردن · پایمال کردن · گیج و سراسیمه کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن