ترجمه "devastation" به فارسی

خرابی, تخریب, انهدام بهترین ترجمه های "devastation" به فارسی هستند.

devastation noun دستور زبان

The act of devastating, or the state of being devastated; a laying waste. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خرابی

    noun

    It gives you a sense of the devastation that was accomplished there.

    بهتون حس خرابی که به بار اومده رو القاء میکنه

  • تخریب

    noun

    No shot of him changing, but the similarity of the eyes was devastating.

    صحنهی هیچ یک از آنها تغییر نکرده بود ولی شباهت چشمها تخریب کننده بود.

  • انهدام

    What's worse than causing worldwide devastation?

    چیزی بدتر از انهدام جهانی میخوای اتفاق بیفته ؟

  • ترجمه های کمتر

    • تباهی
    • ویرانگری
    • اتلاف
    • با خاک یکسان سازی
    • ویران سازی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " devastation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "devastation" با ترجمه به فارسی

  • تاراج کننده · ویران کننده
  • نژند، سرگشته و حیران از شدت غم ، منگ و شوریده بخاطر ضربه شدید روحی یا اندوه بسیار
  • خراب کننده
  • (کاملا) خراب کردن · با خاک یکسان کردن · خراب كردن · خورد کردن · ویران کردن · پایمال کردن · گیج و سراسیمه کردن
اضافه کردن

ترجمه های "devastation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه