ترجمه "deviator" به فارسی
روگرداننده, منحرف شونده بهترین ترجمه های "deviator" به فارسی هستند.
deviator
noun
دستور زبان
That which deviates, or causes deviation [..]
-
روگرداننده
-
منحرف شونده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " deviator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "deviator" با ترجمه به فارسی
-
(آمار) کیبش · (به ویژه در امور اخلاقی و سیاسی) کج روی · (به ویژه در مورد قطب نما) کژ نمایی (انحراف عقربه ی قطب نما در اثر نیروی مغناطیسی کشتی و غیره) · الحاد · انحراف · تفریح · حرکت · دژرهی · ضلالت · عزیمت · پریشان گویی · کج تابی · کج رفتاری · کوچ · کژراهی · گمراهی
-
انحراف تیغه بینی
-
انحراف مغناطیسی
-
خطای جذر میانگین مربعات
-
متوسط انحراف
-
اموزش انحرافی
-
انحراف مطلق
-
ضریب انحراف مورد انتظار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن