ترجمه "devoid" به فارسی

فاقد, بدون, (با: of) خالی (از) بهترین ترجمه های "devoid" به فارسی هستند.

devoid adjective verb دستور زبان

empty; having none of; completely without [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فاقد

    empty, completely without

    Miss Baker and I exchanged a short glance consciously devoid of meaning.

    من و میس بی کر نگاه کوتاهی که خود آگاهانه فاقد معنی بود به هم انداختیم.

  • بدون

    adposition

    Alas, that people are seldom born devoid of all three.

    هیهات که آدمیان بدون این سه عضو به دنیا نمیآیند.

  • (با: of) خالی (از)

  • ترجمه های کمتر

    • تهی (از)
    • عاری (از)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " devoid " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "devoid" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه