ترجمه "devoir" به فارسی

کارداد, وظیفه, (جمع) ادای احترام (مثلا هنگام ملاقات کسی) بهترین ترجمه های "devoir" به فارسی هستند.

devoir noun دستور زبان

(archaic) Duty, business; something which one must do. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کارداد

  • وظیفه

    noun
  • (جمع) ادای احترام (مثلا هنگام ملاقات کسی)

  • تواضع و ادب

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " devoir " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "devoir" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه