ترجمه "devolvement" به فارسی
واگذاری, انتقال, تفویض اختیارات بهترین ترجمه های "devolvement" به فارسی هستند.
devolvement
noun
دستور زبان
The act or process of devolving; devolution. [..]
-
واگذاری
noun -
انتقال
noun -
تفویض اختیارات
nounlet's devolve to these people, let's give these people a company
بیایید به این آدمها تفویض اختیارات کنیم، بیایید به آنها شرکت بدهیم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " devolvement " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "devolvement" با ترجمه به فارسی
-
(در اصل) واچرخیدن · (وظیفه و مسئولیت و مالکیت و غیره) منتقل شدن · بدتر کردن · به پیش یا پایین غلطیدن · تفویض کردن · خراب کردن · محول شدن · واسپرده کردن یا شدن · وافرگشت کردن · وافرگشتن · واگذاردن · واگذارده شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن