ترجمه "devoted" به فارسی
(مهجور) نفرین شده, اختصاصی, از خود گذشته بهترین ترجمه های "devoted" به فارسی هستند.
devoted
adjective
verb
دستور زبان
Vowed; dedicated; consecrated. [..]
-
(مهجور) نفرین شده
-
اختصاصی
-
از خود گذشته
It had not made sense to me before how the guard obeyed their masters so gladly, with almost lover like devotion.
قبلا نمیفهمیدم که چگونه گارد از فرمانهای اربابانشان با خشنودی اطاعت میکنند، تقریبا مثل یک عاشق از خود گذشته.
-
ترجمه های کمتر
- جان فشان
- جانباز
- صادق
- صدیق
- علاقمند
- فداکار
- محکوم به فنا
- مختص
- ملعون
- وفادار
- وقف شده
- پاکباز
- کنارگذارده شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " devoted " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "devoted" با ترجمه به فارسی
-
(کلیسا) مراسم مختصر · عبادتی · فداکارانه · مذهبی · نیایشی · وابسته به نماز و دعا
-
(مهجور) نفرین کردن · اختصاص دادن · صرف کردن · فدا کردن · لعنت کردن · وقف (چیزی) کردن · ویژه کردن · کنار گذاشتن
-
(اغلب جمع) ادعیه · احترام · اختصاص · از خود گذشتگی · انجام مراسم مذهبی · ایمان · بت پرست · جانسپاری · جانفشانی · دلبستگی · دلبستگی مذهبی · زهد · ستایش · سرسپردگی · فداکاری · محبت · مهرورزی · نماز و دعا · نیایش · نیایش ها (به ویژه در خلوت) · وفا · وفاداری · وقف سازی · پارسایی · پاکبازی · پیمانداری · کنارگذاری
-
عشق نفسگرایی صمیمیت: بهترین آهنگها
-
از خود گذشتگی · جان نثاری
-
اختصاص دادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن